مرا جواب میکند سکوت چشمهای تو
وباز تنگی نفس و باز هم هوای تو
تو می روی و می رسم به کوچه های انزوا
به لحظه های وحشی همیشه مبتلای تو
تو میروی و سایه ات دوباره محو میشود
و هر چه قدر میدوم نمی رسم به پای تو
سکوت طعنه میزند به لحظه های مضطرب
دوباره بغض سهم من،و قهقهه برای تو
میان برکه ماه را، تو زنده زنده میکشی
به حبس میبرند مرا، ستاره ها به جای تو
دوباره میزند به این سر جنون گرفته ام
دوباره انقلاب من ،دوباره کودتای تو
تو را میان سینه ام به روی دار میکشم
وباز تنگی نفس و باز هم هوای تو
همه چیز تلخ است
مثل چای شیرین صبحانه خواهرم
شیرین است
مثل تلخی بیدار شدن از خواب مادرم
درد است
مثل پینه های دست پدرم
مثل آرامش بعد از طوفان
من هستم
تو هستی
همیشه بودی
خواهی بود
حتی اگر موج هایت
هیچ وقت
خواب ساحل مرا هم ندیده باشند
من به تو نزدیکم
نزدیک تر از خدا
نگاه کن
صدایت را می شنوم
حتی اگر صدایم نکنی
صدف ها همیشه صدای تو را پچ پچ می کنند
دریا بمان
حتی اگرساحل من لیاقت نوازش موج هایت را ندارد
اینجا
همه چیز تلخ است
مثل چای شیرین صبحانه خواهرم
مثل.......