تبليغاتX
نون و پنیر و آجر

 سلام

برای عزیز مریض من دعا کنید تو رو خدا،خدا،خدا .. . ..

****************************************

اینم یه غزل نظر بدید

مرا تو جار میزنی میان شهر مرده ها

 

میان شهوت شب، زفاف دل سپرده ها

 

 دوباره ضجه میزنی، دوباره مست کرده ای

 

قمار می کنی مرا ،سر تمام برده ها

 

 تو را قسم به کوچه ها، به خلوت مناره ها

 

به حرمت شکسته،نان و نمک نخورده ها

 

مرا به خاطره نکش،به لحظه های مضطرب

 

نفس نفس نزن مرا ،در این نفس شمرده ها

 

بیا غزل بخوان مرا ،شبیه حمد و سوره ام

 

نثار کن تن مرا، به سنگ قبر مرده ها

 

تو را قسم به کوچه ها، به خلوت مناره ها

 

به حرمت شکسته، نان و نمک نخورده ها

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 12:20  توسط علیرضا مرتضی قلی  | 

سلام

حالا که قراره کارام چاپ بشه از این ببعد غزل هام و آروم آروم تو وبلاگ میزارم تا نظرات شماها رو بدونم. ممنون میشم نظراتتون و بدونم.

 

جا نمازم رو به قبله، قبله را گم کرده است


باز حوایم، هوای نان گندم کرده است

 

من خودم شمع جنوب کشور پروانه ام


جون کاکا، هرم پرهای تو آبم کرده است

 

تو نرون را روی دفتر های کوروش کشته ای


چشمهایت تخت جمشید مرا رم کرده است

 

چشمهایت معجزه کرده ،عصا موسی شده


قوم ابراهیم راه کعبه را گم کرده است

 

پیش چشمان خدا چشم تو را بت میکنم


گور بابای نگاه سرد مردم کرده است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 13:16  توسط علیرضا مرتضی قلی  |