تبليغاتX
نون و پنیر و آجر
سلام به همگی

من یه سری تمرین مینوشتم که حالا به شکل یه کتاب تو نمایشگاه امسال در

می یاد.گفتم که گفته باشم همین به خدا.

راستی اسم کتابم پدرهای لعنتی که توسط انتشارات شانی چاپ شده.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 18:42  توسط علیرضا مرتضی قلی  | 

عیدتون مبارک

 

این از مردونگی دوره

دوتا دیوونه وحشی رو ول کردی تو اون چشمات

دو تا دیوونه وحشی که حرف آدم و اصلا نمی فهمن

مث آدم بدای قصه میمونن

یه جوری سرد و بی رحمن

نمیفهمن

یکی داره تلف میشه

یکی که بی کس و کاره

شبا درد غزل داره 

یه سر آواره دیواره

نمیفهمن

این از مردونگی دوره

که میخندن به اشکایی،

که میریزه رو این دفتر ،یه وقتایی

یه وقتایی تو دیوونه تری از اون دوتا دیوونه وحشی

که حرف آدم و اصلا نمیفهمن

یکی میپوسه از خشکی

یکی میمیره از گریه

نمیفهمن

این از مردونگی دوره

دوتا دیوونه وحشی رو ول کردی تو اون چشمات

.............

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 11:53  توسط علیرضا مرتضی قلی  |