تبليغاتX
نون و پنیر و آجر
 

 

يه جايي گوشه اين باديه زمين خوردم

فقط براي رسيدن يه كم ،كم آوردم

بگو تموم زناي عشيره كِل بكشن

به مَردهاي قبيله بگو كه من مُردم

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 0:50  توسط علیرضا مرتضی قلی  | 

 

 

می خوام دنیا نباشه وقتی تو نیستی

............

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 1:16  توسط علیرضا مرتضی قلی  | 

 

 این روزها میگذرد

 

خيلي وقته كه ديگه تو خوابمم جا نداري

اگرم بخواي بياي نمي توني پا نداري

گيرمم كه اومدي من با تو كاري ندارم

مطمئن باش توي خوابمم خاطرخواه نداري

 

آب رفته توي جوب بر نميگرده عزيزم

آتيش دوست دارم ها خيلي سرد عزيزم

يادته به عشق من خنديدي گفتي بچه اي

حالا دوست ندارم حرف يه مرد عزيزم

 

تمام میشود این روزها

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 1:50  توسط علیرضا مرتضی قلی  |